بر ماست



یه سری فکرها هم مثل شن و ماسه می مونن؛ 
هرچی هم مغزت رو بتکونی، آخر سر یه سریشون لای درز و دورزها گیر می کنن و بیرون نمیان

بی خیر



داشت عباس قلی خان پسری، پسر بی ادب و بی هنری

و به ما معرفیش نمی کرد؛ می گفت شوما حیفی

بمب افکن


ملالی نیست جز دوری شما که همچون بمب اتم هیروشیماس

!خطر ریزش!

یک نفره وارد هواهای دونفره نشوید

اسمش مسافر نبود


نیامد که بماند؛

که اگر آمده بود نگاهش می داشتیم به ضرب و زور

گرچه ضرب و زورمان هیچ گاه زیاد نبود...

همان بهتر که نیامد،

تا بگوییم نگاهش می داشتیم اگر می آمد؛

تغییر مکان ناآرام ها


از اینجا تازه کم کم داشت خوشم میومد که پیشنهاد اغوا‏کننده ی سایت داری!! من و وسوسه کرد و از اینجا روند و به اونجا کشوند!

بعله


ریـــدمان


واسه کسی مردم که برام تب نکرد..

چه باک!

ما اهل کم فروشی نیستیم!