چند وقته درگیر قلقلهاشم.. هیچوقت از شنیدن اینهمه ق غلیظ پشت سرهم انقد لذت نبرده بودم
کره شمالی شمالی
این خراب شدهای که من توش کار میکنم تمام خلاقیتهای احمقانهی بلاگنویسی من و کور میکنه..
یعنی چی که من نمیتونم بلاگ آپ کنم از اونجا!؟؟؟
یعنی چی که من نمیتونم بلاگ آپ کنم از اونجا!؟؟؟
خشونت های عاشقانه یا عاشقانه های خشونت بار؟
خوب بود یه خط داشتم ناشناس..
هی واست اس ام اس میدادم، میزدم: فوووت.. فوووت.. فووووت
تو شک میکردی منم!
میزدی: گنجیشککم تویی؟
من باز میزدم: فووووت.. فوووووت.. فووووووت
تو شک میکردی منم!
میزدی: فرشته کوچولوی من تویی؟
من باز میزدم: فوووووووت.. فووووووووت.. فوووت
تو مطمئن میشدی منم!
میزدی: بیمااار! روانی! کروکودیل! مریضی برو دکتر! ابله!
هی واست اس ام اس میدادم، میزدم: فوووت.. فوووت.. فووووت
تو شک میکردی منم!
میزدی: گنجیشککم تویی؟
من باز میزدم: فووووت.. فوووووت.. فووووووت
تو شک میکردی منم!
میزدی: فرشته کوچولوی من تویی؟
من باز میزدم: فوووووووت.. فووووووووت.. فوووت
تو مطمئن میشدی منم!
میزدی: بیمااار! روانی! کروکودیل! مریضی برو دکتر! ابله!
برای آخرین بار، خدا تورا...
آخرین.. آخرین.. آخرین دیدار... پر اضطراب!
آخرین.. آخرین.. آخرین بوسه... شتاب زده، پرهراس!
آخرین.. آخرین.. آخری.. آخ..
آخ!
آخ! اگر فهمیده بودم..
دست از سر صورتت بر نمی داشتم...
اشتراک در:
پستها (Atom)